ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

241

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) جان من در دست اوست اگر نه اين است كه حسنات مرا از ميان مىبرد در زندگى مرفه با شما شريك مىشدم . عارم بن فضل از حماد بن سلمه ، از سعيد جريرى از ابو نضرة ، از ربيع بن زياد حارثى نقل مىكند كه مىگفته است * به حضور عمر بن خطاب آمده و از هيأت و سر و وضع عمر تعجب كرده است و عمر از غذاى خشك و سفتى كه خورده بود بيمار شده بود . ربيع به او گفته بوده است : اى امير مؤمنان سزاوارترين مردم براى خوراك و لباس و مركب مناسب و خوب شمايى . عمر چوبى را كه در دست داشته بلند كرده و بر سر ربيع كوبيده است و گفته است : به خدا سوگند از اين سخن خود خداوند را اراده نكردى و فقط خواستى با اين گفتار خودت را به من نزديك كنى و حال آنكه دوست دارم كه خودت مثل من و مثل ايشان را درك كنى . ربيع گفت : مثل تو و مثل ايشان چگونه است ؟ گفت : مانند اينكه گروهى مسافرت كنند و پولهاى خود را به مردى از خودشان بدهند و به او بگويند براى ما خرج كن . آيا سزاوار است كه او از آن پول براى خود چيزى اختصاصى تهيه كند ؟ گفت : نه . عمر گفت : در اين مورد هم همان گونه است . آن گاه عمر گفت : من كارگزاران و امرا را براى آن بر شما نگماشته‌ام كه شما را بزنند يا آبرويتان را بريزند و اموال شما را بگيرند ، بلكه ايشان را بر شما گماشته‌ام تا كتاب خداوند و سنت پيامبرتان را به شما بياموزند و هر كس كه فرمانده او بر او ستمى كند بدون اينكه اجازه‌اى لازم باشد ، موضوع را به من بگويد و دادخواهى كند تا آن فرمانده را قصاص كنم و داد بخواهم . عمرو بن عاص گفت : اى امير مؤمنان اگر مردى بخواهد يكى از رعايا را ادب كند آيا معتقدى كه او را هم بايد قصاص كرد ؟ عمر گفت : چرا قصاص نكنم و حال آنكه من ديدم كه رسول خدا ( ص ) از خويشتن دادخواهى مىفرمود . و عمر براى فرماندهان سپاه نوشت : هرگز مسلمانان را مزنيد كه در نتيجه خوار و زبون شوند و هرگز آنان را از عطا محروم مكنيد مبادا كافر شوند و آنان را دور از زنهايشان در يك جا نگاه مداريد كه شيفته شوند [ به تباهى و فساد كشيده شوند ] و در بيشه زارها و جنگلها آنان را فرو نياوريد كه ضايع شوند . گويند : پس از اينكه رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود و ابو بكر صديق جانشين آن حضرت شد به او جانشين رسول خدا مىگفتند ، و چون ابو بكر درگذشت و عمر جانشين او شد به او جانشين جانشين رسول خدا ( ص ) مىگفتند . مسلمانان گفتند در اين صورت براى شخص بعدى كلمهء جانشين بايد سه بار تكرار شود و طولانى مىشود عنوانى براى جانشينان